|
کفتر کشته پروندن نداره روخاک و خونا کشوندن نداره کفتر کشته پروندن نداره کتاب کهنه که خوندن نداره داره از تنهائی گریم می گیره توی این شهر دیگه موندن نداره کی میشه که من و تو ما بشیم و رها بشیم مرغ پربسته که کشتن نداره وقتی کشتی دیگه گفتن نداره از در بچه تارک و سیاه پای پیر و خسته دیدن نداره اگه تو باغچه فقط یه گل باشه گل اون باغچه که چیدن نداره هر درختی که یه روزی پیر میشه اونو از ریشه سوزوندن نداره کی میشه که منو تو ما بشیم و رها بشیم فصل مردن واسه من کی می رسه وقت پرواز من از این قفس از من دربدر اینجا چی میخوان که گیریم اگر که مقصد نفس بوی گلپر مثال اطلسی نیست حرفهای مدرسه حرف کسی نیست شعر من حرف قشنگ رفتنه حرف حق تا دنیا دنیاست گفتنه کی میشه که منو تو ما بشیم و رها بشیم
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 19:31  توسط معشوق
|
|
|